عضویت در کانال تلگرام کی آشیان
۱۳۹۶ ۴ ۷
  • براي امروز رويدادي ثبت نشده است
 
در حال بارگذاری...
نام

پیام

شکلک ها
        
        
       

خانه عامری های کاشان
وسعت زیبایی

مجموعه خانه هاي تاريخي عامري ها يكي از قديمي ترين خانه هاي تاريخي كاشان است. قدمت اين مجموعه به دوران زنديه مربوط مي شود، ليكن وضعيت فعلي آن مربوط به دوره ي قاجار (اواسط قرن 13 هجري) است كه به وسيله ي سهام السلطنه ي عامري بازسازي و توسعه يافته است.
اين مجموعه مشتمل بر هفت حياط مي باشد كه چهار حياط آن به صورت بيروني، اندروني، مهمان خانه، خياط خدمه و سواران نظامي مورد استفاده و در سه حياط ديگر بستگان نزديك سهام السلطنه سكونت داشتند.
مجموعه مذكور داراي حمام اختصاصي زنانه و مردانه مي باشد. پس از سهام السلطنه، حياط هاي بيروني و اندروني در اختيار فرزند وي مرحوم ابراهيم خليل خان عامري و بقيه ي ساختمان ها به ديگر افراد اين خاندان تعلق گرفته و به مرور زمان بعضي از حياط ها تفكيك و به افراد ديگري فروخته شده است.
در سال 1374، تعميرات حياط بيروني و اندروني توسط ميراث فرهنگي كاشان و مساعدت «هيئت امناي بافت بناهاي تاريخي كاشان» آغاز گرديد. لكن در سال 1379 مجموعه ي عامري ها در طرح پرديسان سازمان ميراث فرهنگي كشور قرار گرفت و برنامه ريزي شد كه به مهمانسراي بزرگ گردش گري مبدل گردد. لذا توسط سازمان ميراث فرهنگي نسبت به خريداري خانه ها و مرمت اساسي و كامل آنها اقدام شد كه تا كنون بخش هاي عمده اي از آن بازسازي گرديده است. طرح، معماري، شكوه و تزئينات جالب اين مجموعه و ايوان ها و حوض خانه ها وزيرزمين ها و حياط هاي گودال باغچه ي اين مجموعه، آن را در رديف يكي از ديدني ترين بناها قرار داده است و پيش بيني مي شود با شروع بهره برداري از آن به عنوان مهمانسرا به صورت يكي از پر جاذبه ترين اقامتگاه هاي گردشگري ايران مورد توجه ايران گردان و جهان گردان قرار گيرد.

منبع : بروشور تبلیغاتی اداره میراث فرهنگی ، گردشگری و صنایع دستی کاشان
 
تاریخچه خاندان عامری
محمد شجاعی فاضل
 
در كنار صحراي مزار زواره و بر سر راه شهراب، تا پنجاه سال پيش ديوارهاي بقعه خرابه اي هنوز برپا بود كه آن را قبر منصور مي خواندند و منصور را نخستين رئيس قبيله عامـري مي دانستند كه در قرون گذشته از عربستان به ايران آمده و در كنار كوير نمك كه دست به چراگاههاي بياباني داشت سكونت گزيده تا خيل و حشم قبيله از حيث مرتع در مضيغه نباشد گفته ميشود پس از آنكه امير تيموري گوركاني بر شام و يمن استيلا يافت يكي از اميران گردنكش يمن را بنام امير منصور عامري با ايل و حشم به ايران كوچانيد . امير منصور براي امير تيمور خار سراهي بود اما نميخواست او را بكشد و چون ايل عامري داراي احشام و اغنام فراوان بودند امير تيمور اين طائفه را در مرز اصفهان و يزد يعني حدود اردستان كه در آن زمان داراي جنگل هاي طاق و بنه و بادام كوهي فراوان و چراگاههاي خوبي بود اسكان داد و براي اينكه دلجوئي از آنان كردهباشد راهداري استان كرمان و خراسان را بعهده سران قبيله عامري واگذار كرد . ايل عامري به مناسبت شغل جديد خود در موطن تازه خود به نظم و طرق و حفظ كاروانيان پرداختند و دسته هاي كوچكي از آنان به جانب كرمان و خراسان كوچيدند و گروهي به عنوان (شيباني) در كاشان و ديگر نقاط اقامت گزيدند . ايل عامري نه تنها بطرف شرق و جنوب شرقي كوچيدند بلكه دسته اي از راه كوير كاشان بطرف سمنان رفته و آنجا را وطن خود قرار دادند يعني بمناسبت پيشه حشم داري مخصوصاَ نگهداري شتر در اطراف كوير سكونت اختيار ميكرده اند . ايل عامري تا مدتها مركزيت خود را حفظ كرده و به كلانتر و رئيس ايل وفادار مانده و هركجا كه بوده اند ماليات و عشور و ديون ديواني را به به وسيله كلانتر عامري كه در اردستان سكونت داشته به خزانه شاهي مي پرداخته اند .
اما برجسته ترين مرد قبيله امير منصور عامري شخصي است بنام امير اسمعيل عرب عامري . پس از آنكه كريم خان زند قسمتي از ايران را تحت فرمان و نفوذ درآورد آقامحمدخان را محترمانه تحت نظر قرار گرفت و امير اسمعيل عرب عامري اردستاني هم پالكي او بود و بعد از آنكه وكيل الرعايا مـرد آقامحمدخان و امير عامري با هم از شكارگاه فرار كردند و به سمت اصفهان آمدند و در مهيار اصفهان اين دو زنداني با قول و قرارهايي از هم جدا شدند و با جمع آوري سپاه عليه خاندان زند به فعاليت پرداختند . با قتل خان زند كار حكومت خان قاجار يكسره شد و امير عامري چند بار به آقامحمدخان مراجعه و خواستار ايالت و شركت در حكومت شد . اما خان قاجار جوابي به امير عامري نداد و او رنجيده خاطر به قبيله خود بازگشت و با عمو زادگانش محمد حسنخان حكومت طبس و محمد حسين خان حكومت اردستان مشغول تهيه قـوا و جمع آوري سلاح و پول مي شود و به جنگ جعفر قليخان در يزد ميرود و پس از شكست او به جانب اصفهان رفته ولي در آنجا شكست ميخورد و به جانب بيابانك و طبس عقب نشيني مي نمايد و در اين جنگ محمدحسين خان پسرعموي اسمعيل عرب عامري به دست سربازان قاجار دستگير و سر او را به تهران مي برند ( و قدرت و نفوذ او در منطقه بلوك سفلي اردستان و جندق و بيابانك فوق العاده ضعيف ميشود و محمدعلي خان و شمشيرخان فرزندان او تنها به پاس مؤثر خانوادگي خود سربلند و عزيز بوده اند .) و امير عامري پس از اين شكست در يكي از ازدهات بخش خور به نام ارديب اتراق مي كند و آنجا را به شكل دژي مستحكم مي سازد و ديواري به قطر 3 متر دور تا دور اين قريه ميكشد كه آثار آن تا سال 1335 باقي بود ولي امروز نشانه هاي كمي از آن باقيست . امير اسمعيل عامري همه شب عصر با كالسكه دو اسبه روي اين اين ديوار تفريح داشته و يكدور گرد قلعه مي گشته و دختر شاهرخ افشار زوجه اش كنار دست او نشسته بوده است . بعد از آن امير عامري همه جا عليه قواي اقا محمد خان قيام نموده و از اردستان تا حدود يزد و كرمان و استرآباد و طبس سواران او مامور جمع آوري ماليات و  عشور جنگي با حق المراتع بوده اند . امير عامري تا سال 1222 در آن سامان كرو فري داشته و در اين سال به دستئر فتحعليشاه قوائي به سركردگي امير اسمعيل دامغاني از راه كوير جندق شبيخون زده و به او تاختند و اين سردار شبانه با دختر شاهرخ پياده يا سواره راه خراسان را در پيش گرفته و از طريق استرآباد به قواي عباس ميرزا پيوسته ودر آنجا فتوحاتي كرده و با وساطت نايب السلطنه مورد عفو خاقان قرار گرفته است . در زمان آقا محمد خان و فتحعليشاه به بقاياي اين خانواده مجال عرض وجودي داده نشد ولي شعبه ديگري از اعراب عامري كه در مزدآباد و دههاي نزديك سكونت داشتند رئيسي داشتند ابوطالب نام كه مي كوشيد پسر خود محمد تقي را به دستگاه دولت قاجار نزديك سازد و براي او لقب خاني بگيرد . محمد تقي خان كه بر بازمانده قبيله عامري اردستان رياست يافت دو پسر داشت پسر ارشدش محمدعلي را بايكي از نبيره هاي محمد حسين خان نامزد كرد ولي اين پسر به دسيسه اي در مزد اباد به قتل رسيد وپسر ديگر او مصطفي قليخان جاي برادر در اين مواصلت گرفت . مصطفي قليخان مردي دانا و فعال و با اراده و سياستمدار بود و در دوره سلطنت ناصرالدين شاه از تقرب به دستگاه پادشاهي مسامحه نمي ورزيد . بدين ترتيب مدت سي سال از دروازه قم تا دروازه شهر را در اختيار خود گرفته بود و به نام قرسوراني مالك الرقاب مردم منطقه بود . ثروت فراواني اندوخت و از كاشان تا يزد رقبات فراواني را به دست آورد و براي اينكه مردم محلي را خاموش نگهداد و در هر قصبه و روستا و دهي با يكي از كدخدايان و روسا و علماي متنفذ مرتبط بود .
مصطفي قليخان به ياري همسر خود (كه از احفاد ميرزاعلي بيك و محمد اسماعيل خان اولين خانهاي قبيله عامري بودند) ، زني دانا و مدبر بود به تامين اين پيشرفت ها موفق گرديد و به لقب سهام السلطنه و منصب سرتيپي جماره سواران عرب عامري مفتخر شد . پسران او ثروت فراواني از پدر به ارث بردند و بعد از مرگ پدر او را در نجف اشرف به خاك سپردند و يكي از پسران او به نام ميرزا حسين خان (ملقب به سهام السطنه عرب) جانشين پدرش شد كه او نيز داراي دو پسر بود به نامهاي ابراهيم خليل خان عامري و اميراسداله خان عامري و همسر او بنام خانم معزالسلطنه كه با مظفرالدين شاه قاجار رفت و آمد زيادي داشته اند و خانه تاريخي عامريها در مالكيت معزالسلطنه بوده كه اين خانه توسط مادر معزالسلطنه به داماد و دخترش هبه شده است . بعد از مرگ ميرزا حسين خان او را در حرم مطهر حضرت معصومه در پاي ضريح به خاك سپردند و راهداري منطقه كاشان به دست پسر بزرگش ابراهيــم خليل خان افتاد . ايشان نيز مانند ديگر اجداد خود مردي مقتدر و با جذبه بوده است و همين طور حامي مردمان فقير و درمانده و در وصف خوبي و خيرخواهي اين مرد سخنها گفته اند . ابراهيم خليل خان داراي يك همسر بنام طومان و سه فرزند دختر به نامهاي ايراندخت ، پرويندخت و خورشيد كلاه بوده است . ابراهيم خليل خان عامري در سال 1324 هجري شمسي از كاشان به تهران عزيمت كرده و بعد از سه سال در ســوم اردي بهشت سال 1327 در خانه شخصي خود در دروازه شميران دار فاني را وداع كرده و او را در مقبره شخصي نـــور در قم (مقابل حرم حضرت معصومه) به خاك سپردند .

© کپی رایت توسط كي آشيان - سایت جامع گردشگری کاشان (کلیه حقوق مادی و معنوی مربوط و متعلق به این سایت است.)
برداشت مقالات فقط با اجازه کتبی و ذکر منبع امکان پذیر است.

نوشته شده در تاریخ: 1387/2/27 (8846 مشاهده)

[ بازگشت ]