عضویت در کانال تلگرام کی آشیان
۱۳۹۶ ۸ ۳۰
  • براي امروز رويدادي ثبت نشده است
 
در حال بارگذاری...
نام

پیام

شکلک ها
        
        
       
گردشگريپنج شنبه، 6 ارديبهشت، 1386 2066keyashiyan

گل عزيز است ، غنيمت شمريدش صحبت. موسم مصاحبت با گل فرا رسيده و قمصريان راه را آْب زده‌اند و در انتظار هموطناني هستند كه در موعد مقرر به وعده‌گاه مي‌آيند.


گل محمدي قمصر كاشان


خبرگزاري ميراث فرهنگي ـ گردشگري ـ ارديبهشت، گاه سفر در ايران است. در اين ماه طبيعت بيشتر شهرها از چنان طراوتي برخوردار است كه شوق سفر را بر‌مي‌انگيزاند. در اين زمان است كه سفرهاي گروهي بيش از هر وقت ديگر ، براي ديدار از گل‌هاي نوشكفته،اين معجزه بهار صورت مي‌گيرد. از اواسط ارديبهشت ماه تا اواخر خرداد ، مخصوصا در روزهاي آخر هفته و تعطيل ، اتوبوس‌ها را مي‌بينيم كه گروه گروه ، كساني را كه در بهاران در انديشه ‌آنند كه خوش‌دل باشند ، به ديدار گل‌هاي محمدي مي‌برند. كاشان و اطرافش ، كعبه خوشبوي د‌ل‌هاي لطيفي است كه مي‌دانند بوي خوش كعبه هم از اين‌جاست. در اين نوشته به وجه تسميه برخي از نواحي اين ديار كهن و همچنين معرفي سنت گلاب‌گيري مي‌پردازيم.

كاشان
به عقيده برخي از نويسندگان دوره‌هاي اسلامي ، بناي كاشان به امر زبيده خاتون ، همسر هارون‌الرشيد خليفه عباسي انجام گرفته است و چون در آغاز كار براي تعيين نقشه حصار ديوار شهر، جاي آن را كاه نشاني مي‌كردند، از آن جهت كاه فشان ناميده شد كه تدريجا به كاشان مبدل شد.
بعضي از محققين بر اين باورند كه چون نخستين بناها در اين ناحيه به امر پادشاهان، در فين احداث شده‌اند به اين مناسبت آنجا را كي‌آشيان يعني خانه و جايگاه پادشاهان گفته‌اند.(كي به معني بزرگ مردم و پادشاه است) كي‌آشيان هم به كاشان تبديل شده است.
به زعم ملك‌الشعراي بهار، در فارسي ميانه، لغات كاش، كاشان و كاشانه براي اشاره به معابد و بتخانه‌ها به كار مي‌رفته و بعدها به مسكن و سپس اسم خاص شهرها شد.
كاشان را همچنين ماخوذ از نام قبايل كاسي مي‌دانند كه معاصر با دوران سلطنت حمورابي در بين‌النهرين بودند و بعدها اين اسم با جمع بستن فارسي و افزودن الف و نون به كاسيان و كاشيان و كاشان تبدل شده است.
اقوام هنداروپايي در روزگاران كهن در نواحي مركزي اروپا و كناره‌هاي درياچه‌ آرال و شمال درياي خزر ساكن بودند و سرانجام به عللي كه شايد ناسازگاري محيط يا سرماي طاقت‌فرسا بوده به ناچار به سوي جنوب مهاجرت كردند.
گروهي از آنان در نواحي جنوبي درياي مازندران و مركز ايران ساكن شدند كه قوم "كاس" ، "كاش"، "كاشو"، "كاسو" از همين تيره‌اند . نمونه بازمانده از واژه‌هاي نامبرده ،درياي مازندران است كه غربيان در زبان‌هاي اروپايي بدان كاسپين گويند. واژه‌هاي كاشان ، قزوين نيز هم ريشه با واژه كاس و كاسپين است. افزون بر اين واژه‌هاي كاسه ، كوزه و كاشي نيز با نام كاشان همزاد و همزمان است.
گروهي از زبان‌شناسان بر اين باورند كه نام كاشان برگرفته از واژه "گاثه‌ها" كهن‌ترين اثر منظوم اوستاي زردشت است و تنها دليلي كه بر اين قول وجود دارد آن است كه در زبان عربي مركب اين واژه "قاشان" و يا "قاسان" است. در توجيه اين مطلب بايد گفت كه در زبان تازي "گ" به "ق" بدل شده و شايد در قديم "ث" گاثه را "س" يا "ش" خوانده‌اند و در نتيجه در زبان تازي واژه‌ قاشان مانده است.

سيلك
گروهي سيلك را دگرگون شده "سي ارگ" مي‌دانند كه كاملا مردود است و اين نامي است كه شايد در دوره‌هاي كنوني براي آن ساخته‌اند.
اما از آنجا كه كاشان و سيلك در كنار يكديگر قرار دارند و با توجه به اين نكته كه اقوام كهن اين ديار هنر كاسه و كاشي و كوزه‌گري را ابداع كردند و با مشاهده خرابه‌هاي سيلك و باقيمانده شكسته سفال‌ها بر سطح تپه‌هاي سيلك و خرابه‌هاي آنجا و همچنين با توجه به‌ اين نكته كه در گويش كاشان، سفالهاي شكسته و خرد شده را سياله Siale گويند و اين واژه با "هاي" غيرملفوظ است، و با دانستن اين موضوع كه در زبان فارسي كهن كلمه‌هايي كه به "گ" ختم مي‌شدند در طول زمان "گ" به "هاي" غيرملفوظ بدل شده است،(براي نمونه مي‌توان كلمه "بندگ" يا "بندك" را نام برد كه در فارسي كنوني بنده خوانده مي‌شود)مي‌توان گفت كه واژه سيلك نيز به گويش امروز كاشان همان سياله يا سيالگ است.
بسياري از مستشرقان و باستان‌شناسان خارجي در آثار خويش واژه سيلك را به گونه SIALAG خوانده‌اند و اين نيز بيانگر آن است كه اين واژه از همان سياله (سفال شكسته) گرفته شده است . بنابراين كاشان و سيلگ با توجه به گفتار بالا به گونه‌اي مستقيم و يا غيرمستقيم با يكديگر نزديكي و خويشاوندي واژگاني دارند.

گل محمدي و گلاب‌گيري سنتي
گلاب‌گيري در قمصر ،برزك، نياسر، جوشقان و قهرود كاشان از قدمتي ديرينه برخوردار است.اين موضوع از پيشينه كار و رواج كاشت گل محمدي و توجه مردمان به نعمت‌هاي طبيعي آميخته با باورهاي آنها خبر مي‌دهد و نسل به نسل از گذشتگان به فرزندان انتقال يافته است.
گل‌سرخ و فرآورده‌هاي حاصل از آن يكي از محصولات مهم اين مناطق كوهستاني است.
در حال حاضر كاشان اولين توليدكننده گلاب در ايران است. محل رويش و پرورش گل سرخ در منطقه كاشان را عمدتا شهرها و روستاها و نواحي غرب و جنوب كاشان تشكيل مي‌دهند.
گل سرخ كم نظير شهر برزك، توسط حاج‌معين كاظمي، ابتدا به منطقه پريون(نام يكي از باغ‌هاي معروف برزك) و بعد به مناطق ديگر اين شهر وارد شد.
اولين گلاب‌گير برزك در همان سال‌ها هم آقاي علي آيينه‌اي بود.
شهر برزك با دو روش سنتي و صنعتي و با دو كارخانه در حال فعاليت و پنج كارخانه در حال احداث اقدام به تهيه گلاب كرده است و محصول گلاب صنعتي آن بيشتر به كشورهاي عربي نظير امارات، كويت، عمان، قطر، لبنان، عراق، عربستان، بحرين و عطر گل محمدي به كشورهاي فرانسه و آلمان صادر مي‌شود.
فصل گلاب‌گيري از اواسط ارديبهشت تا اواخر خردادماه است و چيدن گل اغلب با زنان و دختران است.
اين كار به صورت دسته‌جمعي صورت مي گيرد كه هر فرد چادرشبي را كه به اصطلاح محلي به آن "چاچب" مي‌گويند، به دور گردن و كمر خود مي‌بندد و گل‌ها را كوتاه دم از شاخه جدا كرده و داخل چادرشب كه مثل پيشبندي جلويشان قرار دارد، مي‌ريزد.
ساعت گل‌چيني از پنج تا هشت صبح است.البته امروزه تا پيش از ظهر هم به گل‌چيني مشغول مي‌شوند . اما باور مردم بر اين است كه آفتاب باعث پريدن بوي گل مي شود و از اين ‌رو ساعات نخستين روز مناسب‌ترين زمان براي گل‌چيني است.
درقديم مثل امروز از ديگ‌هاي مسي استفاده مي‌شده و لوله‌هايي آنها را به پارچ‌هايي كه در ميان جوي آب واقع بود مرتبط مي‌كرد.
اين لوله‌ها از ني و نيچه و جنس آن هم ني حصيربافي بود.
براي روشن كردن زير ديگ‌هاي گلاب، براي اولين گلاب‌گيري رسم است كه يك نفر همراه با سيني، منقل آتش و ظرف اسفند، كنار ديگ‌هاي گلاب‌گيري، اسفند دود كند. دور تا دور محوطه گلاب‌گيري بچرخد و با صداي بلند بر محمد(ص) صلوات ختم كند . آتش زير ديگ را هم با گفتن نام خدا روشن مي‌كنند.
با جوش آمدن آب درون ديگ، حرارت اجاق را كم مي‌كنند تا گلاب به آرامي عمل بيايد . در سنجش ميزان گل به آب، طبق سنت قديم، براي هر سي كيلو گل كه در اصطلاح محلي آن پنج من و يا ده من گويند، پنجاه ليتر آب در نظر مي‌گيرند.
گلاب حاصل از اين مقدار سي ليتر است كه به آن گلاب مايه يا عطري گويند.
گاه پس از يك دوره گلاب گيري از گل‌هايي كه به صورت تفاله درآمده‌اند و در اصطلاح محلي به آن "بن گل" گفته مي‌شود به همراه كمي گل تازه مثلا يك من گل، براي توليد مجدد گلاب استفاده مي‌شود.گلابي كه اينگونه به دست مي‌آيد "پساب" نام دارد كه كيفيت بسيار نازلي دارد.
براي به دست آوردن عطر گل، كه حكم سرشير جمع شده روي شير را دارد، بايد لايه نازكي را كه بر روي گلاب جمع مي‌شود و حالتي روغني دارد را با سرنگ از روي گلاب جدا كنند.
براي حفظ عطر گل و گلاب، ظروف شيشه‌اي مناسب‌تر است. در گذشته دو نوع ظرف شيشه‌اي براي نگهداري گلاب شناخته شده بود كه يكي شيشه "بنزيني" به گنجايش سه ليتر، و ديگري شيشه‌اي با گنجايش چهل و پنج ليتر كه دور تا دور آن را با حصير و يا گوني مي‌پوشاندند و در برزك به آن "قرابه" و در قمصر "كب" مي‌گفتند.
نوع مرغوب‌تري از گلاب نيز تهيه مي‌شود كه آن را در اصطلاح محلي "دو آتشه" مي گويند. اين نوع گلاب از محصول سي كيلو گل و پنجاه ليتر آب به همراه سي كيلو گل تازه ديگر و سي ليتر آب تهيه مي‌شده است . مزه و بوي گلاب دو آتشه بسيار تلخ‌تر است.
با گذشت زمان و براي تسريع در كار گلاب‌گيري، بعضي از مراحل و وسايل حذف يا دگرگون شده‌اند. همچنين با تأسيس كارخانه‌ها و كارگاه‌هاي امروزي،فرايند و استفاده از ديگ بخار، شيوه ديگري در توليد گلاب با افزايش كميت آن ايجاد شده است. ولي با اين حال هنوز گلاب‌گيري سنتي از محبوبيت خاص خود برخوردار است، آن هم با همان آداب و رسوم خاص اين پيشه.
در برزك از قديم آداب و اعتقاداتي درباره گل و گلاب‌گيري وجود داشته كه اكنون هم پابرجاست.
يكي از اعتقادات مردم درباره گل محمدي اين است كه روزي حضرت محمد(ص) از جايي عبور مي‌كرده‌اند كه عرق پيشاني‌ ايشان به زمين ريخته و بوته گل محمدي سبز شده است . به خاطر همين هر وقت آن را بو مي كنند بر محمد و آل او صلوات مي‌فرستند و احترام خاصي را براي گل محمدي قائلند.
مردم قمصر معتقدند كسي كه آتش ديگ گلابگيري را روشن مي‌كند و آنها كه كنار ديگ هستند بايد سبك پا باشند.
همچنين اعتقاد دارند اگر كسي با نيت خالص در ديگ را بگذارد حاجتش روا مي‌شود و نبايد چشم ناپاك به ديگ بخورد.

آرش نورآقايي

منابع:

راهنماي سفر به استان اصفهان ، نوشته آكسانا بهشتي ، ترجمه حسين يعقوبي ، تهران ، روزنه ، 1383
مقاله عباس بهنيا،"وجه تسميه كاشان ، فين و سيلك " ، فصل‌نامه فرهنگ مردم ، سال پنجم ، شماره 19 و 20 ، پاييز و زمستان 85
مقاله زهرا جهاني،" گل محمدي و گلاب‌گيري سنتي" ، فصل‌نامه فرهنگ مردم ، سال پنجم ، شماره 19 و 20 ، پاييز و زمستان 85


لينك منبع

منبع:

نسخه PDF :

بدون برچسب
درجه 0/5 (0%) (0 رای)

بازدیدکنندگان غیر عضو حق ارسال نظر و پیشنهاد در مورد مطالب این سایت ندارند .
برای استفاده از سرویسهای مخصوص کاربران عضو فرم عضویت را تکمیل نمائید .